ای رود! نخاعم را بریدی

من در بغل کارونم

اینجا کارون است و من در بغل او عکس گرفتم .... شاید کارونیِ من و این آب گل آلود و آن پل و آن قدم ها، آن چیزهایی که جاماند آنجا و همه چیزهایی که من تکه تکه با خودم هر روز مثل بمب ساعتی حمل می کنم از این آب گل آلود شروع شد؛ تا من هیچ وقت ماهیگیر خوبی نباشم...تا بریده ی روزنامه ای باشم به وقت عصر شاید در حال پلیکان دیدن، در حال دور زدن دوایر میدان، در حال گیج خوردن از عصب تند طالقانی و شلوغی مضاعف شهر شهر شهر شهر ...شهری که بارها دوست می داشتم

 

ای قوس!

ای نخل !

 ای رود !

نخاعم را بریدی

بریدی نخاعم را...

 

/ 12 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آیدا

کارون نخاع نمی بره دوست عزیز بلکه سنگ کلیه می سازه

عماد شوشتری

سلام محسن خان...خیلی مخلصیم داداش...لینک وبلاگ خودت و سایت امضا رو زدم تو وبلاگم...لینک بدی ها...راستی از اینکه یه کار خوب و جدی رو شروع کردی خیلی خوشحالم...این پست آخریت عکسش نمیاد...انگار کارونو به راستی نمی شه دید...یه داستانم فرستادم به میل خودت...یا حق

پرستو علی عسگر نجاد

سلام آقای بوالحسنی.امیدوارم منو به خاطر داشته باشین.در جلسه آخر ارشاد حضور داشتم(البته برای بار اول!)وب فوق العاده ای دارین.تبریک میگم.خیلی خوشحال میشم اگه لطف کنین و سری هم به وب کوچیک من بزنین تا از نظرات آگاهانه و تخصصیتون بهره مند بشم.مشتاقانه منتظرم

محبوبه آب برین

کارون من پر از تکه پاره های آتش است . آتشی که غرق شد چند سال پیش و شکل یک ماهی به تورم افتاد

پرستو علی عسگر نجاد

سلام.سپاس بینهایت برای قابل دونستن من.از این که سر زدین خیلی ممنونم.منتظر نظراتتون برای بهتر شدن" مثلا شعرهام"هستم.کامروا باشین.

قبادی

ای رود! نخا عم را بریدی فوق العاده است . تبریک می گم

قبادی

[لبخند][سبز][[بغل][گل]

قبادی

شهری که بارها دوست می داشتم شبیه شهرمن است.