يک شعر جديد

به دوست بابک صحرايی   اين دفه شوخی ندارم لب تو ببر کنار خسته‌ام از اين لب گس شده‌ی بی‌اعتبار دستاتو بکش عقب دستامو تاولی نکن پاهاتو بزن به راه ديگه نبينم تو رو چون: لبای تو ديگه لب نيس... لب بومه دستات آرامش من نيس حتای دستای تو شومه نمی خوام بوسه‌هاتو آب بکشی با صورتم حرف نزن حرفای تو ديگه نمی ره تو کتم سينه‌هات سينه که نيس سينه کش کوه غمه بازوهات تکيه گاه هزار دهه محرمه چشمات ونمی نويسم خط چشات خط خطيه گريه هات خونگی نيس هرجاييه غربتيه موهاتو آتيش بزن ديگه نمی بوسمشون حالا برگرد اولين خط ترانه رو بخون....

 

 

قابل توجه دوستانی که موفق به دريافت کتاب ( وآن خط پنجم منم!)نشده‌اند

تهران- کتابسرای نيک - روبه روی دانشگاه

/ 10 نظر / 10 بازدید
mehdi mousavi

salam refigh khoobi man az refighaye nader bakhtiariam to ro ye bar too anjomane yadolahi ina didam //////chape ketabeto tabrik migam///be blogam sr bezan ///////bye

elmira

سلام محسن عزيز: تبريک می گم!!

meisam yousefi

ولی خوب نيست آدم زخمهايش را به ديگران ببندد.خوب نيست و اين خيلی چيزها را می رساند!

حسن علیشیری

اول اینکه تبریک فراوان به خاطر چاپ کتاب! دوم اینکه منظورت را از آنچه که در وبلاگ نیمه تعطیلم نوشته ای نفهمیدم! در مورد شما چیزی نگفته ام جز با دوستان محرم و در باب ترانه ها!...او گفت رفیقی و مهربان! باور می کنم و در انتظار پیغامهای مهربانانه ات می مانم!

مژگان

دوزاری کج وداشته باش !! تازه افتاد حالا که منظورت از اون کامنتی که برام گذاشتی چی بود ! کتاب نوشتی !! زور زدم هاا تا فهميدم ؟؟

meisam yousefi

همان مدلی حرف می زنم که شما! شفاف تر از اين می شود؟!/چاپ کتاب تبريک دارد؟! اگر من بودم با آنهمه مصائب نداشت ولی برای شما اگر دارد : تبريک!

*شریف*

محسن جان خیلی خوشحال شدم که عاقبت کتابت را درآوردی ! هر چند نشد که من ... !

Bamdad Bamdad

عجب ... !!! چرا انقدر وبلاگ عوض می کنی ؟!!

Bamdad Bamdad

راستی کسره جا افتاده رفيق ! حتم دارم فراموش نشده ! کاش دوستان بفهمند !

Bamdad Bamdad

راستی اينو بکنی << بازو هات تکيه گاه صد دهه محرمه ... >> بهتره !!! از وزن بيرونه !!! فک کنم نمی بينم رو هم نبينم نوشتی !!! فعلا ...