اهواز از دهن می افتد

اهواز از دهن می افتد

 

 

 

از پله های قدیمی عمارت

زن پایین می آید

لندن خوابیده است و منگ

ستاره نیست

 ندارد شهر

و میز صبحانه تا ابدیت پهن خواهد بود

زن شاهکار نیست

زن صورتش داوینچی نیست

زن قدیمی ست

و پله های های عمارت را راست پایین می آید

به سمت ابدیت جاری در کرانه باختری رود کارون

زن شاهکار نیست

وقتی که می پیچد به سمت اثیری قهوه

در صبح 

گوش می کند

راه می رود

 

اتاق در میان مه و دود لندن

حال عطسه دارد

صبحانه سرد می شود

اهواز از دهن می افتد

/ 17 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کتاب سبز

– عسگری ( علیرضا ) – علوی ( الیاس ) – عین القضات غفوریان ( میثم ) – فتوره چی ( نادر ) – فرمند ( رضا ) – ف . م. فریاد – فرخزاد ( فریدون ) – فرهودی ( ویدا ) قایخلو ( احمدرضا )– قربانی ( ویدا )– قطب ( سمیرا )– کبیری ( ناهید )– معتقدی (محمود)– مینا – کاکایی (عبدالجبار ) - کردبچه ( لیلا ) – کریم زاده ( محمد ) – کمالی ( بهرام ) – گرجی (حسین) – لگزیان ( جواد ) –لنگرودی ( شمس ) مجابی ( جواد ) – محمدی ( سارا ) – مرداسی ( احسان ) – معتقدی ( محمود ) - معروفی ( عباس ) – مقصدی ( رضا ) - ملکی (محمد)– موسوی (حافظ)– موسوی (مزدک)– موسوی (سید مهدی)– مهاجرانی (عطاءالله)– مهدی پور ( شهروز ) - مهرپویا ( سعید )– مهیار– نادری (امیر محمد) – نائینی ( سمانه ) – نوروزی ( سمیرا ) – نوری ( سعید )– نوری علا ( پرتو ) – وسمقی ( صدیقه ) – هرندی ( ابراهیم ) – یاحقی ( سهیل ) - یکی تا ( سالار )

کتاب سبز

برای خرید این مجموعه به وبلاگ زیر مراجعه کنید : www.akharin30gar.blogfa.com با معرفی این کتاب در وبسایت یا وبلاگ خود و نیز به هر طریق ممکن ، جریان ادبیات سبز ایران را یاری رسانید ...

سالومه

دیروز اونجا بودم بعد از 16 سال آخر اونجا آرام گرفتم و کمی از عطش کودکیم نشست!هر چی باشه خونه ی شکوفه های بچه گیم ه. خونه ی تولدم..خانه ی من اهواز

سپهر

... .. . رنج می کشد زمان زیر پوستم ....... .

مریم مهدیه

کاش من هم عبور تو را دیده بودم کوچه های اهواز تو را می شناسند

صالح دُروند

تو را چه شده ست است استاد؟ ديدمت كه زلف آشفته و خوي كرده از فيس بوك چهاراسپه تازان آمدي و كس ندانست كه بر كجا سر رفتن داري! ما را با تو حاجتي بود و پاسخي بر نيامد تو را.

فرشته پناهی

چهار سطر آخر به من حالت تهوعی خوشایند داد. از آن حالت تهوع ها که وقتی هیجان زده میشوی میگیری ... حتی بی برو برگرد به قونیه " محسن "

مریم. کریمی

سلام.خوب بود شعری از عمق.