گفتگوی من با سايت خبری ايسکا نيوز پيرامون شعر امروز ايران

دهه هشتاد دهه ی شعر به ندرت است!

آینده ای برای ادبیات متصور نیستم

http://www.iscanews.ir/fa/ShowNewsItem.aspx?NewsItemID=135563

خبرگزاری ایسکانیوز:محسن بوالحسنی نویسنده وشاعر گفت:آینده ای برای ادبیات متصور نیستم وفکر می کنم درستش هم همین با شد تنها چیزی که می توانم در امروز روزی که درآن ایستاده ام بگویم این است که ما در چند دهه اخیر علی الخصوص در حوزه شعر شاهد اتفاقات فراوانی بوده ایم به خصوص از دهه 60 تا به امروز که در نیمه دوم دهه هشتاد قرار داریم .

وی افزود:از آغاز دهه ی هفتاد ما شاهد شکل گیری جریانی به نام شعر دهه هفتاد بوده ایم. این دهه به نظر من یکی از پر محصول ترین دهه های شعری در این چند دهه اخیر است. بحث وجدال فراوانی پیرامون این دهه چه در همان روزها وچه حتی امروز مطرح شد و می شود.من نه به عنوان یک مدافع ونه حتی یک مخالف بلکه به عنوان یک مولف وحتی يک بیننده این دهه را دهه ی بسیار پر ثمری می دانم. فکر می کنم فضای رسمی وجدی ادبیات دراین دوره دست از خمیازه ها ورخوت هاییش کشید وخود واطراف خود را به چالش کشید. تعجب می کنم بعضی وقت ها که در گوشه کنار می شنوم عده ای می گویند شعر دهه هفتاد پروژه شکست خورده وانحرافی بوده! حداقل کاری که می توانم بگویم در این دهه انجام شد تزریق جسارت ونوگرایی در رگ ادبیات ایران بود که بسیار ریشه ای و زیر پوستی عمل کرد. نکته دیگر هم که می توانم اضافه کنم وفور شعر در این دهه بود که من فکر می کنم حداقل نسبت به این دهه شعرهای بیشتری وجود داشت وخوانده می شد اما امروز من می توانم براساس نظر شخصی ام بگویم :دهه هشتاد ،دهه ی شعر به ندرت است!
این شاعر ونویسنده توانای کشورمان در پاسخ به این پرسش که شاعران موفق این دوره کدام ها هستند خاطر نشان کرد :همانطور که عرض کردم اسم ها فراوان وشعرها بسیار است. واقعا اول باید تعریفی برای موفق پیدا کرد؛ اما اگر بنا به تعریف ذهنی من باشد من نام های بسیاری از این نوع در ذهن دارم که سعی می کنم از شاعران نترس تر نام بیاورم: علی عبدالرضایی که حداقل از میان مجموعه شعرهای او من می توانم 3 نمونه را اتفاق مهم این دهه قلمداد کنم .شاعر مورد علاقه من وبه نوعی اسمش را گذاشته ام شاعر روحی وجسمی بهزاد خواجات ،خواجات شاعر تیز هوشی ست ومن فکر می کنم مخاطب ها بهتر با او کنار می آیند .فلاح وشعر "فیزیکی اش "،علی قنبری و"نامه به رویا "،حافظ موسوی ،مسعود احمدی با شعر وادبیاتش ،هرمز علی پور با خانه تکانی اش پس از 54 به دفتر شطرنجی ،علی باباچاهی ،نمی توانم نامی از مریم هوله نیاورم و...(پگاه احمدی رزا جمالی و انبوه ديگری نام که ديگر برای مخاطبان شعر امروز آشنا هستند) ما در حال گذر از جریان ودوره ای هستیم که برای ادیبات ما یک ضرورت محسوب می شود. اگر چه نمی دانم تا کی طول می کشد اما این حرکت مسلما حرکت یک دست وپالوده ای نیست ...صحنه نمایش وتجربه هاست ...حتی می توانم بگویم شعبده بازی ومانفردبازی ها ...من ممکن است با هیچ کدام از اين حرکت ها احساس نزدیکی نکنم؛ اما لازم است. این پوسته شکافته شده وچیزی که کمی باعث نگرانی است همانطور که گفتم کمبود شعر در این روزها است. من برطبق عادت اسم ها را دنبال می کنم وکتاب ها را تهیه می کنم اما انگار واقعا شعر حالا دیگر به بحران اشباع رسیده ومولفین خسته هستند.
محسن بوالحسنی در مورد فضای ادبیات وشعر در استان مرکزی گفت :من جایی دیگر این حرف رامطرح کردم .ممکن است این حرف باعث رنجش دوستانی شود اما این یک واقعیت است که در این استان شعر وادبیات دغدغه ی اصلی نیست .اقتصاد چرخ این شهر را می چرخاند .مهاجران این شهر(مانند خود من) زیاد هستند وعوامل متعددی دراین قضیه مصداق پیدا می کنند. من بسیار به ندرت آدم هایی دیده ام که از ادبیات فقط لذت نبرند ...حداقل روزی 10 ساعت بخوانند وبنویسند وزحمت بکشند ،به هر حال من در این شهر برای دوستانی محدود احترام ویژه قائلم!
وی در ادامه بحث خود پیرامون شعر امروز گفت :من امروز به شخصه دنبال نوع دیگری از متن هستم. متن هایی که پیشنهاد دهنده باشد وبرآمده از تئوری زبان یا ...نباشد . متنی دیگر گونه که پیشنهادهایی برای ادبیات داشته باشد. من در این چند ساله از این متن ها شاید به تعداد انگشت ها ی يک دست نيز نه دیده ونخوانده ام.
بوالحسنی در پاسخ به سوالی پیرامون موضوع ترانه وموسیقی عنوان کرد :اصلا دیگر نمی خواهم در ترانه از متفاوت نویسی حرف بزنم ...خوشبختانه امروز مملکت ما تعداد کثیری ترانه سرا دارد وشکر خدا خواننده به تعداد ستارگان .اما آنچه مهم است این است که ما هنوز از کمبود ترانه وشعر رنج می بریم. ترانه سرایان ما هنوز برسرمبالغ نا چیزچنان گيس وگيس کشی می کنند که واقعا تاسف بار است،اما پا روی انصاف نمی توان گذاشت برخی دوستان امروزها می بینم ترانه های پیش رو و خوبی می نویسند ولی این ها به چند نفر محدود ختم می شود خوانندگان هم که حرف ندارند !!!
وی در پایان مجموعه ترانه های خود را تجربه ای در نوشتن دانست وگفت :من در این شعرها به نوعی سعی برتزریق جریان واقعی نویسی داشته ام وهنوز هم ترانه می نویسم با این تفاوت که به حرف بهزاد خواجات بیشتر فکر می کنم.

 

--------

*- بعد از اينکه مصاحبه را ديدم متوجه اشکالات تايپی و...فراوانی شدم که با احترام به اين خبرگزاری ويراستاری آن را انجام دادم.

/ 11 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سياسی

سلام به خدا به يه فلاکتی بهم اينترنت ميرسه ممنون خواندم با لذت و فکر اما برای ادبيات....

ساناز صفایی

شعر و ادبیات دغدغه‌ی اصلی آن‌ها نیست. اقتصاد؟ دغدغه؟ به ندرت می‌خندی هیجان داری حرفای خوب می‌زنی بهزاد خواجات چطوره؟ اهواز یادش بخیر ما تو اون انجمنا چی کار داشتیم موهات پیر شده باباچاهی چی می‌گه؟! محسن بخند رفیق!

درد پاره های ملایر(قربانی)

سلام اقای بولحسنی اعصابتو برای اين ادمای شعر نفهم که کم هم نيستند و شايد خود من هم يکی از ان ها با شم خورد نکن اصلا به کسی چه مربوط؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ به ما هم سر به زنی خوشحال می شيم

زهراملوکی

سلام خوندم چند بار اما تيتر هم مينويسيد شما ...........

خواجات

سلام دوست من . پس برای ما خواب ديده ای ؟! ممنونم که سر می زنی .

حب

عدل چنين اقتضا مي كند كه حقوق نوع انسان جميعا محفوظ و مصون بماند وحقوق عمومي يكسان باشد واين از لوازم ذاتيه هيات اجتماعيه است ... وب را مطالعه بفرمائيد منتظر نظر شما مي مانم

محبوبه آب برين

دعوتی برای صلح در نان روزانه ...

زينب حسن پور

اين روزها همه چيز به اشباع رسيده! مصاحبه ها..نون قرض دادنا...تعريف و تمجيد ها...به دار زدنا...مصلوب کردنا...همه چيز يا اين وری يا اون وری اون هم تو اوج خودش! بدبخت و بیچاره همه ی اونایی که جون کندن تا این نوع نگرش و نگاه و موضع رو عوض کنن! عجب خر تو خریه دوست قدیمی شاید! اما موفق باشی کماکان.