شعر جديد

کفش هایت را بپوش<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

به تو که عصب های مرا می شناسی

و در حروف من دست نداری

این طور بیا

کفش هایت را بپوش

جورِ من بایست

سرت را برگردان به پیش

و انگار نه انگار

 این خیابان با ترانه ای

عمودی می شود.

سورمه ای هایت را بزن

و فکر کن

من جز با صدای خودم

با کی حق دارم حرف بزنم؟!

به این اوصاف

همه ی آدمهای بینابین

از این کوچه های بن بست

این جهان های دوتایی

چشم های شهلایی زیاد

که هیچ

حالا رسیدیم به غروب

دست هایت را بپوش

می روم چای بریزم!

/ 5 نظر / 9 بازدید
دکتر مجتبی کرباسچی

دوست سلام "صاحبدلان" ايستگاه شعر و انديشه "است و اين بار با : 1. ياداشت : عفت كده اي با سمبل 18+ ( به مناسبت سالروز مبارزه با ايدز ) 2. سالها دل طلب جام جم از ما مي كرد (حافظ ) 3. هيچ مگو . . . ( مولوي ) بروزم منتظر حضور سبزتان هستم خدا يارتان

محمد نويری

سلام محسن خوبی؟ با عقده ايا به روزم رفيق! شعرت رو هم خودنم! مال خودته!‌خود خودت!

منصور محرابی فرد

با سلام و درود ! نکته ای است که باید به اشاره در باب آگاهی به شما دوست ارجمند برسانم. بحث من در مورد عزت قاسمی است و جریانات حاشیه ای شعر جنوب. من در وهله ی اول یک خبر نگارم که سال ها قلم زنی کرده ام در نشریات و سایت های مختلف و در موضوعات مختلف اما با شعر الفتی دیرینه دارم. قاسمی و رادمنش و علیپور را از جوانی می شناختم و دوست داشتم.عزت قاسمی را می دانستم که انسانهای مستقلی است چه قبل از 57 و چه بعد از آن. او بیش از شاعر بودن یک معلم خوب است که بیدریغ آموزه ها و دانش خود را در اختیار نسل های بعد از خود نهاده است. ما به جز شاعری احتیاج به اشاعه شعر داریم. شخصیت شاعری در بعضی از شاعران برای شهر ویرانگر است اما قاسمی همواره پشتیبان شاعران و معلم و میانجی آنان بود. متاسفانه در کامنت دکتر خواجات و وبلگ خودتان به کنایه شما در مورد فاسمی پی بردم. ؛بقیه در پی آید؛

منصور محرابی فرد

دوست دارم گفته شود برای دوست جوان شاعر که تازه رسیده اند و عجولانه سخن می گویند ، بگویم : تحقیر و بایکوت نام یک شاعر برای تو بزرگی نمی آورد بلکه کوشش و توانایی تو به دور از حاشیه آینده را برای تو پیش رو خواهد گشود. از امسال شما آقای بوالحسنی، در خوزستان بسیار زیاد است که به پرو پاچه قاسمی وهرمز و سیروس چسبیدند و اما به واسطه حاشیه به جایی نرسیده اند و سخت نیست شناختن آنها که با اشکال موهوم قبل از شعر قیافه شاعری گرفتند و سپس با فحش و ناسزا به شاعران بزرگ جایی برای خود گشودند و اما عاقبت دیدند که شاعری برای آنان نان و آب نمی شود و رفتند در پی زندگی خود. مطمئن هستم وازنا صداقت و رفتار کاملا شاعرانه دکتر عزت قاسمی را می شناسد و اهمیت این شاعران ناب (اصیل) را بهتر از مخربین خودکم بین تشخیص می دهد. منصور محرابی فرد ، خبرنگار