است – شعری تازه

 

این روزها

تمام خیابان های دنیا

با هم یکی ست.

با هم یکی ست

که من نمی روم.

از این دورها می بینم

پاهایی که می روند

می آیند

و نمی دانند می روند

یا می آیند.

 

تمام خیابان های یک طرفه

کوچه های تُو در تُو

مسیری جادویی دارند.

هنوز از جغرافیا چیزی نمی دانم

جای کشورها را روی نقشه...

جای اندوهم را در خانه

اما می دانم.

 

بلدم در خانه نشینی های مفرط

هر روز

انگشتان دستم را بشمارم

و آنقدر راه بروم

که از خستگی بخوابم

 

نقشه ی ساختمان ها

نقشه ی کشورها

نقشه ی تنهایی ها

و رفت و آمد من

با یک گذرنامه ی قانونی

با مهر و امضای خانه ای

که رو به ویرانی ست

 

همین است که دنیا

همین اندازه است

هفتاد و هشت متر مربع

با حمام و آشپزخانه و دست شویی

و تخت

که پایتخت آرام من است

و آسمان تمام شهرها

در جغرافیای من

خواب است

/ 26 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمیه

خوش به حالتون دنیاتون از مال ما بزرگتره

عبدالحسین فخرائی

آقای بوالحسنی! . سال 90را سالی سرشار از تندرستی و موفقیت برایتان آرزو دارم. به خوانش سه شعر دریائی کوتاه دعوت تان می کنم. قدم رنجه می فرمائید... . . درودم...وبدرود.

جولی

سلام شما چقدر بانمکید وب جالبی هم دارید لطفاَ به وب من هم سر بزنید موفق باشید فعلاَ[چشمک] Www.jouli.blogfa.com

رویا زرین

درود وبلاگ رویا زرین شروع به کار کرد دعوتید....

ایمان عباس پی

سرنزنی ها! دوره ی "نم چی" ت تموم نشد؟!!! مگه دستم بهت نرسه! بلدم در خانه نشینی های مفرط هر روز انگشتان دستم را بشمارم و آنقدر راه بروم که از خستگی بخوابم این قسمت رو برای پایان بندی مناسب تر دیدم. و فکر می کردم که اینجا کارو تموم می کنی. به روزم. مانا مانی دوست[ناراحت][گل]

ستارمنجزی

سلام آقای بوالحسنی کارتا دوست دارم،موفق باشی وایدون.

مسعود ضرغامیان

سلام محسن جان. فکر می کنم می توانست موجز تر باشد وپایان بندی از اینی که هست محکمتر. شاد باشی و پیروز

مهسا

بسیار زیبا بود ... براتون آرزوی موفقیت می کنم