دیالوگ درپنج پاره

به من راه فرار و کاش نشون می دادی ای هرزه

و يا حتا سر سوزن امون می دادی ای هرزه

 

.....................

 

هرزه گفت : سیگار داری؟ <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

            یکی آتیش کرده بودم، دادم بهش

گفتم این آخریه .... نمی کشم ... عطش دارم ... بیا بکش!

هرزه د ود کرد... مث د ود زندگی ش ... مث د ود قطار

هرزه خواس دربره از خودش بره سر قرار

- هرزه! پیک آخر و کم بریزم؟....

- نه کافیه!

.... بگیر این سیگار لامصبتم مثل خودت هاف هافیه

هرزه زل زد به خودش، ماتیک و برداشت

                             لبش و گذاشت تو کیف

-         راستی چی صدات کنم؟

 ( خندید و...)

-         بهم بگو سگ کثیف!

هرزه دیرش شده بود ، پاچه شو بالا زد و رفت

هرزه آب شد توی پیک آخر سلطنت ساعت هفت!!!

 

......................

به زودی پی دی اف کتاب در سايت دوات و در اينجا

 

/ 10 نظر / 12 بازدید
?؟فاطی?؟

سلام/خوبی//کاش تمام هرزگی اش را با خود ببرد/منتظر حضور گرمت هستم

یوکابد

سلام به همکار سابق داش محسن بابا اينقدر حرص نخور يهو محو ميشی ها خودتو بنداز تو همين روزمرگی تا بگذری اينقدرم غر نزنی ديگه شعرات داره خطرناک ميشه

یوکابد

تازشم دلت برای ما تنگ شده مگه نه ؟ فيلم بازی نکن ديگه بهتر دوران عمرت رو با ما بودی نههههههههههههه غلام ولی خدائيش لهجت ضايع بيد .

محمود

توی ساحل ، روی شنها، قایقی به گِل نِشَسته یکی با چشمون گریون ، گوشه ای تنها نِشَسته نگاه پُر اضطرابش به افق ، به بینهایت ساکته ، اما تو قلبش داره یک دنیا شکایت به سایت من سر بزن .. خوشحال میشم ...

محمد نویری

ياد زندگی سگی افتادم !! ؛‌تو قهرمان ملی يه مشت سگی سگ جوون !!‌؛‌! منتظر پی دی اف کتاب هم ميمونم وثت خوش

ميثم يوسفی

کار قشنگی بود.مخصوصا فرم شکنی اين روزها بيشتر می چسبه.من خودم ترانه ای به اسم روسپی دارم که البته کلا فضا و قضاياش فرق داره ولی نادر يه روسپي توی همين مايه های داره که احتمالا شنيديش!

كوچك شما حرامزاده هستم!

خوب بود.کجايی؟کم پيدايی .تازه گی ها يه شعر گفتم يه شعر بيست و پنج سانتی متری برای مار دويست و پنجاه ميلی متری ای که هميشه توی جيبمه ...اينم يک جور دلخوشی واسه منه... داريم کم کم محو می شيم عين نمک توی آب

salam vaghan sheraton ghashange makhsosan shere akhareton

negin

vaghan sheraton ghashange matne ziriyam man neveshte bodam vali esme yadam rafte bod

سياوش

من منظور شما رو از قسمت آخر اين شعر متوجه نمی شم.اگه ممکنه واسم توضيح بدين.