گفت گوی مجله پست گازِته امریکا با محسن بوالحسنی

 -  می­خواهیم کمی درباره فیس بوک و چند مسئله مربوط به آن با هم گفتگو کنیم. از آنجا که شما یکی از کاربران فعال و هنرمند در فیس بوک هستید، می خواستم از شما بپرسم تا چه اندازه از فیس بوک استفاده می کنید؟

 

*- فیس بوک جز اصلی­ترین کارهای روزمره من است به دلیل اینکه شغل­ام در حوزه «آی تی»ست، همیشه با اینترنت سر و کار دارم، در این بین فیس بوک برای من شاید بیشترین سهم از نظر زمان به خود اختصاص می­دهد.

 

- از فیس بوک چه استفاده­ای می­کنید؟

 

*- یکی از مسئله­هایی که فیس بوک را برای من حائز اهمیت می­کند بافت آن به عنوان ایجاد کننده­ی یک زنجیره انسانی است، طوری که این زنجیره­ی انسانی شما را در کنار دوستان­تان قرار می­دهد و یک رابطه­ی شگرف انسانی ایجاد می­کند. وقتی می­گویم یک زنجیره­ی بزرگ انسانی دقیقاً منظورم تمام گزاره­ها و مولفه­های یک زنجیره­ی بزرگ انسانی است.

 

- این روزها ایران سرگرم مسئله انتخاب رئیس جمهوری آینده­ی خود است، اگر امکان دارد به من پاسخ بدهید که در انتخابات ریاست جمهوری ایران چه استفاده­ای از فیس بوک می­شود؟

 

*-  اجازه بدهید به این سئوال کمی عمیق­تر نگاه کنیم. زمانی عنوان ضمنی اینترنت را «دنیای مجازی» گذاشته بودند. دیواری حائل بین دنیای مجازی و دنیای حقیقی کشیده بودند (یا بودیم) که به نوعی این دنیا را بیشتر دنیای خیالات و توهمات و حتا دنیای شوخی قلمداد می­کردیم. اما اتفاقاتی که در ایران و بسیاری از کشورهای جهان رخ داد ترتیب دیگری برای این بازی چید. رشد روز افزون و سرعت بسیار بالای گردش اطلاعات به همه­ی عرصه­ها کشیده شد و عده­ای بی­آنکه حتا بخواهند، وارد بازی اینترنت شدند. آنهم نه برای گذران وقت. بلکه با تصمیم مشخص برای انجام کاری در راستای هر آنچه جز مشغله­های حرفه ای آنها بود. شما لطف داشته و با من به عنوان یک هنرمند ایرانی فعال در فیس بوک حرف می­زنید. پس اجازه بدهید من هم بحث را به سمت هنر ببرم و به نگاه تخصصی درباره اینترنت وارد نشوم. ما از دوره­ی ریاست جمهوری آقای خاتمی (بی هیچ ارزش­گذاری در باره ایشان و دولت­شان) با بخت برخورد با کتاب­های فراوان در عرصه کتاب­فروشی­ها به عنوان یک کالای قابل دسترس رو به­رو بودیم. در آن دوره با فراوانی مجله­ها و روزنامه­ها مواجه بودیم. اگرچه به دلایل عدیده که جای آن در این بحث نیست این خوشی­ها آنقدر هم تمام و کمال نبود و اتفاقات بد بسیاری نیز رخ داد. به هر صورت مقصود من فراوانی در عرصه­ی محصولات و کالاهای چاپی و انتشاراتی بود، چه در زمینه­ی کتاب، چه در زمینه مجله و... اما در دوره جدید ریاست جمهوری بعد از ایشان، شاهد تغییر سیاست از طرف نهادهای مربوط به هنر بودیم. کتاب­ها در پروسه­های زمانی طولانی در انتظار مجوز در وزارت ارشاد خاک می­خوردند، روزنامه­ها یکی یکی توقیف می­شدند و مجله­ها نیز که در چند سال اخیر تعدادشان شاید به اندازه انگشت­های یک دست نمی­رسید. و به این ترتیب اتفاق دیگری افتاد.  در این دوره مسئله وبلاگ و وبلاگ نویسی آرام آرام و ناخودآگاه و تا حدود بسیاری تحت تاثیر این موضوع رشد پیدا کرد. چون برای کسانی که امکان چاپ اثر و یا ارائه اثرشان به هر ترتیب نداشتند و یا حوصله سرخوردگی حاصل از دریافت نکردن مجوز،  این بهترین راه بود. داشتن صفحه خانگی شخصی با دوستان فراوان و زندگی هنری در عرصه سایبر. پس آرام­آرام زمینه انتشار تغییر کرد. مجله­های چاپی جای خود را به مجله­های الکترونیکی و کتاب­های چاپی جای خود را به کتاب­های الکترونیکی دادند. البته این مسئله یک موضوع مطلق نیست اما من در مورد فضای حاکم بر هنر و مخصوصاً ادبیات امروز حرف می­زنم.  با این حساب سر دستی که عرض کردم، دنیای مجازی به دنیای حقیقی­تری تبدیل شد. خوب طبیعی است که در این فضا فیس بوک (همانگونه که هر سایت و وبلاگ شخصی می­تواند مسیر و رویکردش را در هر مقطع زمانی توسط نویسنده­اش اعلام کند) هم به یکی از پایگاه­های اصلی کاربر اینترنت تبدیل شد. فیس بوک به دلیل ابزار و امکانات و نگرش جالبی که در طراحی خود دارد بسیار مورد پسند واقع شده است. نمی­دانم شاید خیلی­ها به این حرف من بخندند ولی من به شما می­گویم هر جا که فرصت یا توان و یا امکان گفتگو به حداقل برسد خیلی مسئله­ها  به خطر می­افتد، به دلیل اینکه هنرمند همواره به دنبال گفتگوست، حضور سایت­هایی مثل فیس بوک با ترسیم یک جامعه مدنی، چیزی شبیه ایده­آل­های حداقلی یک هنرمند است. در فیس بوک این اتفاق می­افتد که هر شهروندی در آن می­تواند حرفش را بزند و در نهایت این حرفها به صورت گزاره­های شخصی در کنار دیگر حرفها و نظرات منتشر شود و شما امکان به اشتراک گذاشتن، کامنت گذاشتن و ابراز علاقه کردن به آن مطلب را دارید. آنهم شاید برای ما که به دلایل فراوانی کمتر مجال و توان و امکان گفتگو با یکدیکر را پیدا می­کنیم. خوب چه چیزی بهتر از این. حالا در دوره­ای مبحث انتخابات جدی می­شود و کاربران فیس بوک (درصد بسیار بالایی) به سمت گرایشات انتخاباتی و حزبی می­روند و محیطی می­شود برای بحث و تبادل نظر و چالش. فیس بوک طراحان بسیار خبره­ای داشته است. بسیاری سایت ها مانند 360یاهو همین کار را کرده بودند البته در مقیاس پایین­تر ولی فیس بوک به عقیده من این امکانات را به صورت فنی ارتقا داد و در نهایت به یک برد دلچسب و تاریخی رسید و آنهم روح بخشیدن به چیزیست که فکر می کرد به عنوان یک سایت جهانی چیزی کم دارد. به هر صورت (من فعلاً به کشورهای دیگر کاری ندارم) مردم ما به گفتمانی که در فیس بوک وجود دارد، به روح این حرف زدن و در کنار هم حرف زدن و نه برهم حرف زدن و در هم حرف زدن نیاز دارند... باز هم می­گویم، فیس بوک به عقیده من یک دی­وی­دی آموزشی برای اخلاق دموکراسی است.

 

- زمانی که فیس بوک فیلتر شد چه احساس و  نظری داشتید؟

 

*- موضوع فیلتر شدن فیس بوک از چند ماه قبل قابل پیش­بینی بود و حتا زمزمه­اش نیز به گوش می­رسید. این اتفاقی بود که برای خیلی از سایت­ها افتاده بود. در شش ماه گذشته موج جدیدی از فیلترینگ سایت­ها به راه افتاد که به نظر من نتیجه اسف باری به همراه داشت. من با یکی از دوستانم کتابی از یک شاعر زن ترجمه کرده­ام که به تازگی مجوز گرفته و تا چندی دیگر توسط نشر چشمه منتشر خواهد شد. نام این شاعر زن «آن سکستون» است. در حال حاضر من و دوستم برای سرچ اطلاعات از این شاعر زن که متاسفانه!!! نامش در لاتین این گونه نوشته می­شود Anne Sexton  با مشکل جدی رو به­رو هستیم. یعنی مشکل فیلتر هر سایتی که این نام را دارد. این خنده­دار است یا گریه­دار؟  من نمی­توانم در جستجوگر گوگل واژه­ی Woman  را سرچ کنم. چون این نام نیز در اینترنت ایران قابل جستجو نیست چون فیلتر شده است. آیا در اینترنت زن وجود ندارد؟ و هزاران مورد دیگر... البته تعطیلی فیس بوک 48 ساعت بیشتر طول نکشید و بعد رئیس جمهور فعلی و آقای کروبی و آقای میرحسین موسوی از کاندیداهای ریاست جمهوری اعلام موضوع کردند که فارغ از اینکه این موضع­گیری توسط رئیس جمهور فعلی بیشتر به یک پز سیاسی مصادف با انتخابات شبیه بود ولی به هر صورت نشان از اهمیت این سایت دارد.

 

فیس بوک یکی از پایگاه­های اینترنتی

 و مهم آقای میرحسین موسوی است

 

 

 

میزان محبوبیت فیس بوک در ایران تا چه حد است؟

 

*- فیس بوک در حال حاضر یکی از جوامع محبوب اینترنتی در ایران است که فکر می­کنم دلایل این محبوبیت را در سؤال­های پیشین به نوعی پاسخ داده باشم. فقط این را هم اضافه کنم که بسیاری از دوستان من که اصلاً علاقه­ای به حضور در سایت­های دیگر نداشته­اند امروز در فیس بوک یکی از کاربران همیشه آنلاین هستند.

 

به نظر شما فیس بوک در بازتر شدن فضای فعلی ایران تاثیری دارد؟

 

*- مسلماً اگر فیس بوک بتواند در ایران به حیات خود ادامه بدهد شاید بتواند باعث اتفاق افتادن مسئله­ای شود که خیلی­ها علاقه­ای با آن ندارند و آن نزدیک شدن و گفتگوی قشر روشنفکر و هنرمند جامعه در فضایی آزاد و بدون اعمال وزنه­های قدرت است. من به این مسئله امید دارم. بگذارید اینجا برای شما این مسئله را بگویم: من و دوستان نویسنده و هنرمندم چندی پیش پای نامه­ای را امضا کردیم و آن را در معرض امضای بسیاری از چهرهای هنری و ادبی این مملکت قرار دادیم. دلیل آوردیم که چرا باید رأی داد. در برابر همه­ی تحریم های دوستان ایستادیم و با آن­ها گفتگو کردیم. آن­هایی که نمی­خواستند در این دوره انتخابات رأی بدهند. ما از فیس بوک برای این کار بسیار سود جستیم چون بسیاری از این دوستان را در فیس بوک می­بینیم، آنجا  فضای گفتگو را فراهم کردیم که حالا می­بینیم آنجا بیش از هر جا بحث انتخابات داغ است. به هر صورت ما به عنوان گروه کثیری از جامعه هنری ایران متفق­القول راسخ به مسئله رای دادن هستیم. خیلی­ها علاقه داشتند و دارند که در این دوره انتخابات را تحریم کنیم. تاریخ به ما یاد داده است سکوت ما نه تنها چیزی را بهتر نمی­کند بلکه وخامت اوضاع را همیشه بیشتر کرده است. این تجربه را چهار سال پیش داشتیم. ما نقد می­کنیم اما سکوت نمی­کنیم و این امضاها و بیانیه­ها به معنای تمام شدن کار با روی کار آمدن دولت دلخواه و یا بهتر بگویم دولت نزدیک به خواست ما نیست. ما به محض مستقر شدن دولتی که به خواست ما نزدیک­تر است مطالبات­مان را روی میز کارشان می­گذاریم. می­خواهم از شما تقاضا کنم، با توجه به شناخت­تان از وضعیت موجود امروز ایران به دوستان و نزدیکان­تان بگویید تحریم در این برهه­ی زمانی کار درستی نیست. ما به جد این دوره نیاز به تغییر و استنشاق کمی هوا داریم. ما به چهار سال گذشته نقد اساسی داریم. هنوز بسیاری مسائل برای ما شفاف نشده است و هنوز پاسخ بسیاری از سؤالات­مان را نگرفته­ایم. من از شما به عنوان کسی که در یک روزنامه امریکایی فعالت می­کند تقاضا دارم که هیچ موضعی به غیر از تشویق و ترغیب مردم به رأی دادن نداشته باشید. اگر واقعاً قصد دارید که وضع هنرمندان مملکت شما حداقل در ارائه و انتشار کارهای­شان، وضع معیشتی مردم­تان بهتر شود... این دوره موضع تحریم نه تنها به عقیده من عاقلانه نیست بلکه به نوعی رو به­­روی هنرمندان خود و همکاران خود ایستادن است. قشر وسیعی از جامعه نخبگان ایران چه در خارج چه در داخل، برای رای دادن و حتا حمایت از کاندیداهای اصلاح طلب اعلام موضع کرده­اند. فیس بوک یکی از پایگاه­های اینترنتی و مهم آقای میرحسین موسوی است. شاید اتفاقی که در فیس بوک و گردش اطلاعاتی که در فیس بوک اتفاق می­افتد با هیچ جای دیگر قابل مقایسه نیست. درصد کثیری از کاربران فیس بوک را طرفداران آقای موسوی تشکیل داده­اند و به نظر من این شانس بزرگی برای ایشان محسوب می­شود. اجازه بدهید این نکته را هم بگویم، من فکر می­کنم یک عقب گرد عجیب دارد اتفاق می­افتد. ما باید دربرابر آن بایستیم. پس وظیفه شما به عنوان یک ایرانی مقیم آمریکا که گزارشگر یک روزنامه این کشور هستید، این است که تمام توان خود را نه بر سر کار خود بلکه بر سر علاقه­های وطن پرستی خود بگذارید و سعی کنید همه را به حضور در انتخابات دعوت کنید. من هم از شما تشکر می کنم که این گفتگو را ترتیب دادید، شما نیز لطفاً سلام مرا به دوستان دست­اندر کار فیس بوک برسانید و تشکر من و دوستان هنرمندم را به آن­ها ابلاغ کنید و امیدوارم روز 22 خرداد پس از جشن پیروزی با شما مجدداً حرف بزنم.

/ 4 نظر / 17 بازدید
رسول رخشا

[گل]

ش.ب

سلام چهارسال گذشت

تارا حبیبی

افسوس برادر افسوس