یکی زیر...دوتا رو

زمین من زنمزمین! من زنم

 

 

خوابم می آید

دستم را بگیر و ببر

بگذارم روی صدای ویگن

و کمک کن شفاهی نباشم

من زنی هستم که روی دست تو

اسم مرد گرفت

 

چراغ ها را ببند

بگو به مادرم که محسن زن شده

محسن رفته با نخل بخوابد

مرغ ها رابیاورد توی اتاق

کارون را بغل کند

این عقد دائمی را ببرد

 

بغلم کن جنوب

بغلم کن

و به رویم نیاور

که زن یعنی

خیال باف ترین مرد زمین

 

/ 9 نظر / 5 بازدید
محبوبه آب برین

محسن عزیز دارم به وضوح می بینم که در شعرهایت به یک زبان مشخص و منحصر به خودت می رسی و البته به یک سری فضا سازی ها و تصویرهای جدا کننده نیز هم . این به نظر من بلوغ شعر تو است که به خوبی از سر می گذرد و رشد می کند و باعث می شود تا شعر تو از شعر دیگران جدا شود . شناخته شود . و بشود مثل امضایت...

لیلا صادقی

و چه خوب می‌نویسد خیال باف ترین مرد روی زمین.

من

درود...خواندمش...ویژه است.

آرا

آقای بوالحسنی گاهی می نویسم. اما وقتی نوشته های شما رو می خونم دقیقا به یاد حقارت وزوز بال مگسهای مزاحم می افتم که در برابر عظمت پرواز سیمرغ اظهار حضور می کنند. من قلم زیبای شما رو ستایش و براتون آرزوی سربلندی و موفقیت همیشگی می کنم. یا حق

اشتاهی خیلی اشتباهی

سلام و خوش به حالتون حالم بد بود کارتون رو که خوندم یه ربع فقط اشک ریختم جالب اینجاست که منم یه زمانی زن بودم موفق باشین [گل]اینو از صمیم قلب براتون می خوام[گل]

مهران سيدي

سلام گذرگاه ماندن؛ عنوان شعر تازه‌ي من باعث افتخار خواهد بود تا از نظرات شما دوست گرامي بهره‌مند گردم ارادتمند مهران سيدي

ماهان

سلام خسته نباشید وبه جالبی دارید...